تبلیغات
همه چیز در رابطه با خداوند یکتا و بی همتا - تبیین آفرینش بخش دوم
همه چیز در رابطه با خداوند یکتا و بی همتا
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اسلام فرزانه
نویسندگان

اکنون روزی بود غیر از خدا یک چیزی بود، چیزی کوچکتر و ریز به اندازه یک اتم شاید هم کمی بزرگتر که با اراده خداوند ایجاد و یا انشاء شده بود و خداوند جهان را ناگهان به این بزرگی نیافرید بلکه به این ذره به نام ذره خدا زمان ، مکان ، فضا، دافعه، رانش ، فشار ، و  تمام ویِژگی های خلقت را  درون این ذره ریز انشاء کرد چه انشاء کردنی و ایجاد کرد چه ایجاد کردنی و به تمام ویژگی های آن قانون داد تا وقت معین ، اما شیوه آفرینش این بود تا اتم کوچک مبدا آفرینش یاشد و این شیوه با وقار و حکیمانه بود و این اتم کوچک اولیه نه از چیزی خلق گردید و نه از عدم موجود شد .آن پدیده اولیه با ((امر )) موجود شد نه با خلق ((له الخلق و الامر)) و قبل از اتم اولیه یا همان ماده بسیار ریز هیچ چیزی نبود تا بتوان آن را ماده ، انرژی و زمان و یا چیز دیگر نامید . پدید آورنده آسمانها و زمین چون به کاری اراده نماید فقط می گوید باش و بی درنگ موجود می شود و بین امر و موحود شدن هیچ فاصله زمانی وجود ندارد چون جنس پدیده اول خلقت نیست بلکه جنسش اراده است فرق اراده با خلقت این است که اراده بدون تدبیر است ودر ذات حق بوده ولی خلقت با تدبیر و مدبر است و ذات آن آفرینش است خداوند اول اراده کرد و بعد به تدبیر جهان پرداخت اراده در قید زمان و مکان نیست اما تدبیر در قید زمان و مکان است مثلاً خداوند تدبیر نموده است که عمر تمام هستی چقدر باید باشد و یا تمام هستی را در وقت معین آفریده ولی متاسفانه بعضی از پژوهشگران بر این اعتقاد دارند که جهان از هیچ خلق شده در صورتیکه کلمه هیچ خودش خلقت را بی معنی می کند و در عقل سلیم این نظریه راه ندارد مثل استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور دنیا و خداوند به صراحت در کتاب آسمانی می فرمایند ((انما امروه اذا اراده شیاً ان یقول له و کن فیکون))شان او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند . به آن بگوید باش ، پس بی درنگ موجود می شود )) (الله و اکبر)  و جالب این جاست که تمام آفرینش خدا به اراده او باز خواهد گشت یعنی تمام هستی به سوی خدا بازگردانده خواهد شد با زمان معینی که خدا بر همه چیز مشخص کرده  است . و این کلمه امر برای بشر کاملاً ناشناخته است و تا ابد هم انسان از مصلحت و اراده خداوند آگاهی پیدا نحواهد کرد ولی از آفرینش خدا انسان دو پا در سطح فکری خدا دادی آگاهی پیدا حواهد نمود و به آن بصیرت خواهد داشت همانطوریکه در پیشرفت فنآوری انسان در تمام زمینه ها و رشته های علمی واقف هستید چون انسان قرار است سفیر و جانشین خدا در روی زمین باشد و این انسان است که خدا را به تمام هستی معرفی میکند و فقط انسان است نسبت به جهان هستی آگاهی دارد و این صفت را فقط انسان دارا است نه کسی دیگر...... ادامه دارد   

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:18  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

تبیین آفرینش

روزی بود روزی نبود غیر از خدای یکتا چیزی نبود . فقط خداوند بود و با او چیزی نبود . نه زمینی بود، نه چمادی بود ، نه نباتاتی بود ، نه حیواناتی و نه انسانی و نه جهان ریز اتم ها الکترونها و پروتونها و نوترونها وهسته ها و میکروب ها و کوارک ها و هیگزها و نه جهان درشت کرات و نه منظومه ای و نه کهکشانی و نه زمانی نه مکانی و نه فضایی نه قبلی و نه بعدی بود سحن به ظاهر متناقص اما به درستی فقط خدا بود بس و می گویند خداوند قبل از آفرینش به چه چیزی می پرداخت و مشغول چه کاری بود اینگونه پرسش ها نادرست است و جزء تصورات ذهنی انسانها چیزی بیش نیست مفاهیم این چنینی مثل ((قبل)) و ((بعد)) ((مشغول )) ((کار)) و یا غیر.... همه از مقولات این جهان هستند وقتی که می گوییم روزی که روزی نبود یعنی قبل و بعد هم وجود نداشت و قبل و بعد راهی بر خدا ندارد و اینها جزء مخلوقات خداوند یکتا می باشد امام صادق علیه السلام می فرمایند (( خداوند نه به زمان و مکان موصوف می شود و نه به حرکت و انتقال و نه به سکون ، بلکه او خالق زمان و مکان و حرکت و سکون و انتقال است ))  حالا تا شما یک خط از نوشته های بنده را مطالعه می کنید میلیونها کیلومتر بر حجم جهان افزوده می شود ((الله و اکبر ))و در کتاب آسمانی می فرماید (( آسمان را به قدرت خود برافراشتیم و ما آن را می گسترانیم )) تا الان طبق محاسباتی که دانشمندان  با کربن 14 روی ماده انجام داده اند  حدود 123 میلیارد سال از عمر هستی (مادیات ) سپری می شود و حدود 123 میلیارد پیش خداوند اراده فرمود تا جهانی زیبا بیافریند اگر با همین محاسبه به عقب برگردیم ( با سفینه دو موتوره علم و خیال ) به جایی می رسید که جهان به اندازه یک اتم فشرده و یا یک کمی بزرگتر بوده  و تمام عصاره هیگز و برنامه های مربوط به هستی در درون همین اتم در حالت فشرده بوده امام رضا علیه السلام می فرمایند (( پس شکافت میان قبل و بعد را تا دانسته شود که نه قبلی بر او هست و نه بعدی )) و امام علی علیه السلام می فرمایند (( سکون و حرکت بر او جاری نمی شود و چگونه جاری می شود بر او چیزی که خود آن را به جریان انداخته است و چگونه بر می گردد به او چیزی که خودش آن را ابداکرده است و چگونه پدید می شود در او چیزی که خودش آن را پدید آورده است )) ادامه دارد .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:34  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

ماهیت سلام چیست ؟

سلام  یعنی تسلیم شدن برای مطیع شدن و اطاعت کردن از خداوند یکتا و قادر و متعال می باشد  . معانی دیگری نیز چون گزیده شده، نیش خورده و همچنین نامی برای یک درخت ذکر شده است. و البته سلام یکی از نام‌های خداست؛ چون سالم از نقص، عیب و فناست. سلام در کتاب آسمانی به معنی تحیت  آمده و از کلمه «حیّ» می‌آید. به کسی تحیّت می‌گوییم که از حیات برخوردار باشد. وقتی به کسی سلام می‌دهید، نشان‌دهنده این است که قائل به حیات او هستید. کلمه «سلام» ۴۲ بار در قرآن کریم آمده است که از میان آنها به چند آیه‌ که مربوط به بحث و سؤال ماست اشاره می‌کنم. آیه ۲۷ سوره مبارکه نور است که خداوند متعال در این آیه دستور می‌دهد: ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خانه‌های غیر خودتان داخل نشوید مگر اینکه شرطی را پشت سر بگذارید. شرط داخل شدن به خانه دیگران این است که انس بگیرید؛ یعنی باید زمینه‌های انس را فراهم کنید و به اهل آن خانه سلام کنید. این برای شما بهتر است؛بلکه متذکر شوید. آیه۱۰ سوره مبارکه یونس و آیه ۲۳ سوره مبارکه ابراهیم، کلمات مشترکی دارند. در هر دو آیه آمده است: «وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلَامٌ»، یعنی تحیت اهل بهشت، سلام است. این دو آیه کاملا صراحت دارد که سلام به معنای تحیت است.و یا  شب قدر كه بهترین و شریفترین شبهای سال است،از ابتدا تا انتها سلام و سلامتی است.پس سلام نزد مسلمین به معنای تحیت است. جاهای دیگر و مردم دیگر به جای سلام کردن، روش‌های دیگری دارند؛گاهی از عبارت «روز به خیر» استفاده می‌کنند، بعضی کلاه از سر برمی‌دارند، بعضی دیگر نظیر ژاپنی‌ها و هندی‌ها دو دست خود را مقابل صورت قرار می‌دهند و کرنش می‌کنند. بنابراین همان طور که هر کسی برای خود تحیتی دارد، تحیت مسلمان‌ها نیز «سلام علیکم» است. پس سلام و تحیت خداوند بر تک تک شما خوانندگان این وبلاگ باشد انشاالله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 19:51  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

روح چیست

سلام دوستان امروز می خواهم واژه ای را برای شما توضیح دهم که معرف همه انسانها است واژه روح موجودی است که با حواس پنچگانه انسان قابل تشخیص و رویت نیست و سوا از جسم و ماده است وجود تمام هستی از روح است و تمام زندگی انسان و فضا و زمان و گردش افلاک همه و همه مستقیمآ متکی به روح است وقتی که صحبت از کلمه روح می کنیم فقط منحصر به روح انسانی نیست بلکه ماهیت روح تمام هستی مد نظر است در کتاب آسمانی آمده است که خداوند می گوید ((  از تو (اى پیامبر) راجع به روح مى پرسند, بگو روح از كار خدا است و به شما جز اندكى از علم داده نشده است )) پس روح مستقیماً از خدا نشات می گیرد ماهیت روح ازلی و ابدی است و هیج وقت فنای در آن راه ندارد و روح فنا ناپذیر است  پس مبدا روح از خدا است به طور كلى در مطالعه آیات قرآنى در جهان آفرینش دو پدیده, جلب توجه مى نماید: یكى پدیده ((خلق)) كه در مسیر سلسله علل و اسباب, قرار داشته و بر زمان و مكان, منطبق مى گردد و مسیر تكامل را تدریجاً  مى پیماید. دیگرى پدیده ((امر)) كه نشان دهنده ارتباط موجودات با خداوند مى باشد, در این پدیده, تدریج وجود ندارد و تنها با اراده خداوند به طور آنى, موجود مى گردد و هیچ زمانی در آن دخیل نیست وبه محض اینکه خدا می گوید موجود باش آن امر بی درنگ موجود می شود و بین امر تا موجود شدن آن امر اصلاً فاصله ای نیست چون در امر مستقیم خداوند  اسباب و وسائل مادى در آن راه ندارد و در حقیقت پدیده و عالم امر كه روح از آن عالم است, عالم موجودات غیر مادى است پس كیفیت وجود تمام هستی  به صورت تدریج, انجام پذیرفته ولى نفخ روح به صورت غیر تدریجى و یا پدیده امر به وجود آمده پس روح انسان به امر خداوند موجود گشته است پس نتیجه می گیریم که تمام هستی از ماده تشکیل شده و به صورت تدریجی خلق شده اند و لی در زمان نابودی که روز مرگشان فرا رسد دوباره با یک انفجار مهبانگ شروع شده و بتدریج از حالت بزرگی به کوجکی و به ذره بعد به اتم وبه هسته بعد به  الکترون و پروتون بعد به کوارک ها و آخر به یک ذره ای بنام هیگز یا ذره خدا تبدیل خواهند شد ولی روح بدون هیچ تغییر تحولی به چشمه اصلی که خدا باشد برگشت و یا عودت خواهد خورد منتهی همراه با اطلاعات (مثبت و منفی یا ترکیبی این دو تا ) که این اطلاعات در یک لحظه توسط خداوند تبارک و تعالی سریع محاسبه و بررسی خواهد شد و میزان و عدل و ترازو این محاسبه را مشخص خواهد کرد و دیگر پس از محاسبه اعمال انسان از روی داده های روح انسانی . روح کاملاً از اطلاعات دنیوی تخلیه شده و اعمال محاسبه شده به صورت و یا به شکل خاص تبدیل و زندگی ابدی را در پیش خواهد داشت پس نتیجه این شد که اصل روح است نه ماده و ماده آخر به هیچ و پوچ می رسد و فقط جوهر اصلی ماده در پیشگاه خداوند خواهد بود آن هم با اراده خاص خودش و این جوهره ماده هیچ جایی یا مکانی را اشغال نخواهد کرد و این روح است که در جهان دیگر موجودیت پیدا خواهد کرد و قابل رویت صاحبش خواهد بود منتهی منبع اصلی که خدا است هیچ وقت قابل روئیت نخواهد بود و آنجاست که همه به عینیت خداوند پی خواهند برد . الله اکبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 9:50  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

کلمه مستقیم در عالم هستی چه نوع واژه است

سلام دوستان کلمه مستقیم بطور عامیانه به معنی هر چیزی که انحراف و کج نباشد و به صورت عمود یا افقی از مبداء تا مقصد بدون انحراف به چپ و راست ادامه پیدا کند مستقیم گفته می شود مستقیم شامل راه مستقیم (صراط مستقیم )اعمال ، حق، هدایت ، تقوا، ویکی از صفات منزه خداست چون در راه مستقیم هیچ انحرافی و باطلی و نقصی وجود ندارد در کل دو نوع هدایت در راه مستقیم است

1- هدایت تکوینی، نظیر هدایت زنبور عسل که چگونه از شهد گل ها بمکد و چگونه کندو بسازد. و یا هدایت و راهنمایی پرندگان در مهاجرت های زمستانی و تابستانی. آنجا که قرآن می فرماید: ((رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کلَّ شَی ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی))بیانگر این نوع از هدایت است.

2- هدایت تشریعی که همان فرستادن انبیای الهی و کتب آسمانی برای هدایت بشر است. کلمۀ ((صراط))بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فکری صحیح، نشانۀ شخصیت انسان است.

راه انحراف زیاد است آنقدر زیاد است که شیطان انسان را نسبت به تجربه این راهها کنجگاو می کند و آنها را ترغیب میکند تا دنباله رو راههای انحرافی و کج شوند . و خداوند در حق انسانها لطف کرده توبه را در راه انحراف گذاشته تا انسان به این موانع یعنی توبه برخورد کند و با اندیشه راه خود را به سوی مستقیم تغییر جهت دهد توبه در میان راه انحراف است ودر راه مستقیم توبه ای وحود ندارد یعنی هیچ مانعی در راه مستقیم نیست و آنقدر این راه برای همه گان واضح و روشن است که از روشنایی زیاد بعضی از انسانها مرتکب خطا می شوند و راه کج را پیش می گیرند راههای کج شامل راه خواسته ها و توقعات های خود،راه انتظارات و هوس های مردم، راه وسوسه های شیطان، راه طاغوت ها، راه شهوت ، راه غرور و تکبر ، خیانت ، دروغ ، دزدی، بی احترامی ، ربا ، جاه طلبی ، و....پس نتیجه میگیریم که راه الهی ثابت است، بر خلاف راه های طاغوت ها و هوس های مردم و هوس های شخصی که هر روز تغییر می کنند.انسان، هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا کمک بگیرد. مانند لامپی که روشنی خود را هر لحظه از نیروگاه می گیرد. ((اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ))در راه مستقیم بودن، تنها خواسته ای است که هر مسلمان، در هر نماز از خداوند طلب می کند، حتّی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقیم را می خواهند. انسان باید همواره، در هر نوع از کارهای خویش، اعم از انتخاب شغل، دوست، رشتۀ تحصیلی وهمسر، راه مستقیم را از خداوند بخواهد. زیرا چه بسا در عقاید، صحیح فکر کند، ولی در عمل دچار لغزش شود و یا بالعکس. پس هر لحظه، خواستن راه مستقیم از خدا، ضروری است. راه مستقیم مراتب و مراحلی دارد. حتّی کسانی که در راه حقّ هستند، مانند اولیای خداوند، لازم است برای ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت، دعا کنند.پس هر روز دعا کنیم که خداوند ما را به راه راست هدایت کند آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 19:41  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

عشق واقعی چیست

سلام دوستان خوبم تا عمر دارم این وبلاگ ادامه دارد

دوستان ، حقیقت عشق ابدی است  انسان قبل از اینکه محب خدا باشد محبوب خدا است همانطوریکه محبوبیت انسان ازلی است پس عشق او نیز ازلی است دو کلمه از آیات خداوند بسیار عجیب  است و یکی از عجایب آیات قرآن بشمار می رود و آن این است (یحبهم و یحبونه ) یک محبت دو طرفه است خداوند مردم را دوست دارد یحبهم ضمیر است و انسانها نیز خدا را دوست دارند و انسان محبوب خدا واقع شد و اگر انسان روی همین کلمه تکیه کند محبوب حق می شود این محبوب بودن مقام کمی نیست کسی که محبوب خدا باشد معادل این چه می تواند باشد همه عالم هستی را روی یک گپه ترازو بگذارند و محبوب بودن از ناحیه خدا را نیز روی گپه دیگر ترازو بگذارند سنگینی از آن کدام  گپه ترازو است ؟ معلوم است (( محبوب خدا))

تفیل هستی عشقند آدمی و پری            ارادتی بنما تا سعادتی ببری

خداوند ازلی و ابدی است ازلی خداوند همان ابدی بودن است و ابدی بودن او همان ازلی است پس تمام صفات خداوند ازلی است و عشق یکی از بارزترین صفات خداوند است و این عشق حادث نیست چون خداوند حادث نیست بلکه بوده و همیشه خواهد بود (ازلی و ابدی ) پس عشق واقعی انسان نیز ازلی است البته بدن انسان ماده است و ماده باید  تجزیه شود وآخر به کوچکترین ماده بنام کوارکها وسپس به هیگز برسد که چندین میلیون برابر کوچکتر از اتم است (خدایا به عظمتت شکر ) و این دنیا همه ما را به پشتش سوار کرده و چه موجودات زنده و غیر زنده ( جمادات ،نبادات،حیوانات و انسانها ) را به وقت معین می برد که انفجار 7 (بیگ بنگ 7) یا مهبانگ 7 شروع خواهد شد و هفت طبقه آسمان تبدیل به یک طبقه غیر متناهی خواهد آمد که همه چیز در جایگاه خود غیر متناهی خواهد بود که درک کردن این موضوع در دنیایی دارای زمان و مکان بسیار سخت است ولی این اتفاق خواهد افتاد و این دنیا فقط روح ، عشق و محبت و عمل (نیک و بد ) را سوار خود نکرده چون این ها ماده نیستند که سوار دنیا شوند و به خاطر همین هم وقتی که انسان از دنیا می رود همه چیز تجزیه می شود به جزء (روح ، عشق و محبت و عمل (نیک و بد )) پس نتیچه میگیریم که عشق واقعی عشق به خداست

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 19:56  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

عدد یک چیست

سلام دوستان عدد (یک) منشاء تمام اعداد بی نهایت است و عدد (یک)معنی و مفهوم دهنده کلیه اعداد بی نهایت است اگر عدد (یک) نباشد محاسبه هستی از محالات است و غیر ممکن . این عدد (یک) است که به تمام اعداد و محاسبه ریاضی معنی و مفهوم میدهد. غیر از عدد (یک)همه اعداد ضعیف و متکی و نیازمند عدد (یک)می باشند . ملیاردها صفر بدون عدد (یک) معنی و مفهوم ندارد . یعنی هیچ است و پوچ، وتمام اعداد وابسته به عدد (یک) می باشند خود عدد (یک)به خودش نیاز دارد و به هیچ اعدادی نیاز ندارد این مثال خوبی است برای اثبات خداوند یکتا و قادر و متعال هر چند خود عدد (یک) را خدا خلق کرده و به آن عینیت وجودی و ظاهری داده است حالا انسان جانشین خدا در روی زمین است و سرور تمام موجودات ملک و ملکوت است و عدد (یک) نیز سرور تمام اعداد بی نهایت است حتی انسان نیز سرور اعداد است چون این انسان است که به عدد (یک) معنی و مفهوم میدهد و الی اگر انسان نبود عدد (یک) به چکاری میامد و یا چگونه توسط سایر موجودات درک میشد پس باز این انسان است که ماهیت عدد (یک) را بیان میکند و به آن معنی و مفهوم میدهد وجالب اینجاست که عدد (یک) نمی تواند  شریک داشته باشد یعنی اینکه دو عدد باشند که یکی مثلاً تا 10 میلیارد را تعریف کند و دیگری مثلاً ده ملیارد دیگر را تعریف نماید و آنموقع اولاً اعداد بی نهایت نبود یعنی (یک) انتهای داشت و این دوعدد شریک میتونست نصف آن را به نسبت مساوی حکمرانی می کرد  و عقل انسان این را باور دارد که یک چیز بی نهایت را نمی توان براش شریکی قائل شد شریک برای متناهی است نه غیر متناهی و این هستی و اعداد کلاً غیر متناهی می باشد پس از این رو برای خدا اصلاً نمی شود شریکی قائل شد و جالب این جاست که واحد تمام اعداد عدد (یک)است یعنی مثلاً عدد 3 متشکل از سه عدد (یک) است که شده سه یا مثلاً عدد 9 متشکل از (1+1+1+1+1+1+1+1+1) نه تا (یک) شده (9) و به همین صورت تا آخر یعنی از کثرت به وحدت و از وحدت به کثرت همه ما به سوی وحدت در حرکت هستیم که اول و آخر ما خدا است و کف خلقت ماده است و راس خلقت عالم ملکوت است که لایتناهی می باشد .

استدلال بنده برای عدد (یک) به شرح ذیل می باشد

استدلال اول: ما قبل از (یک)، عدد حقیقی دیگری نداریم. تا (یک) نباشد، دو پدید نمی آید. پس وجود (یک)ضروری است. پس باید(یک) اولی باشد تا هستی اعداد بوجود آید و آن واجب الوجود، (یک) است .
استدلال دوم: از آن جا که هر چقدر صفر بچینیم، عددی پدید نمی آید، نیازی  به اعداد پشتی ندارد (یعنی کلا در ذات خود نیازی به اعداد پشت ندارد). پس خدا نیز نیازی به علت ندارد.
استدلال سوم: اعداد هر چقدر بزرگ باشند، اگر به عقب برگردیم، آخر به (یک) میرسند. پس تسلسل نیز باطل است، چون به (یک) ختم می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 13:45  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

تشکیک چیست

((خواننده این مطلب سلام خدا بر شما باد ))

تشکیک درست است در لغت یعنی شک و تردید ولی در اندیشه ملا صدرا در کتاب حکمت منعالیه معنی تشکیک مراتب وجود است همانطوریکه استحضار دارید تمام موجودات دارای مراتب عقلی و هوشی حسی ، بویایی ، چشایی ، بینایی ،شنوایی و... هستند وکف این مراتب از حجر یا ماده شروع می شود تا مرز واجب الوجود و خدا آخر هر مرتبی است یعنی اینکه برای خدا نقص و عیب و کمی وارد نیست خداوند کل است و نهایت همه موجودات است تشکیک در خدا راهی ندارد چون خداوند دیگر مراتب ندارد او در راس است وهمه تحت سلطه و حکمرانی او قرار دارند و هیچ شریکی ندارد زمان و مکان در او وارد نیست زمان و مکان از آن اوست بعنوان مثال مثلاً نور را بعنوان تشکیک در نظر بگیریم نور دارای مراتبی است یعنی اینکه از کمترین نور شروع میشه مثل نور کرم شب تاب تا بزرگترین آن در دنیای مادی خورشید همه نورند نور یک شم ، صد شم ، هزار شم و جنس همه اینها نور است و دارای وحدت است اما دارای مراتب کمی و زیادی است یعنی دارای درجه بندی شده است پس نتیچه می گیریم تمام نورهای کم به نور کل می پیوندند و تمام موجودات نیز به واجب الوجود می پیوندند و بازگشت همه به سوی خداوند یکتا است . پس وجود ما انسانها و سایر موجودات مادی و عیر مادی مثل فرشته ها و ملائکه ها همه و همه دارای وجود ممکن می باشند و دارای مراتب گوناگون ولی وجود واجب هیچ مراتبی ندارد و خودش بالاتر از هر مرتبه می باشد .وجود واجب با وجود ممکن هیچ ماهیت مشترکی ندارد.از طرف دیگر، وجود واجب شدیدتر و قوی تر از وجود ممکن است، زیرا معلوم است که خواص و آثاری که در وجود واجب است در وجود ممکنات وجود ندارد در کل دو نوع تشکیک داریم عبارتند از تشکیک طولی  و تشکیک عرضی  : تشکیک طولی آن است که وجود حقیقت یگانه ای است که از واجب الوجود - که شدیدترین مرتبه وجود است و هیچ محدودیتی ندارد - شروع شده تا به هیولای اولی که ناقص ترین و پایین ترین مرتبه وجود است می رسد.یک طرف آن شدیدترین مرتبه وجود و طرف دیگر آن ضعیف ترین مرتبه وجود است و بینهما متوسطات.پس در تشکیک طولی بین دو مرتبه وجود مقایسه می شود که یکی کامل تر از دیگری است و رابطه علت و معلولی بین آنها برقرار است. تشکیک عرضی این است که چند فرد از موجودات در یک مرتبه با همدیگر مقایسه شوند; مثلا یک مرتبه از نور را در نظر بگیریم که بر اجسام مختلفی بتابد، وقتی نور خورشید بر سنگ و خاک و درخت می تابد این کثرت نور وجوداتی است که تشکیک عرضی داشته و بین این چند معلول رابطه علت و معلولی برقرار نیست، گرچه همگی و در عرض یکدیگر معلول یک علت هستند.این چند معلول علی رغم کثرتی که دارند دارای نوعی وحدت حقیقی نیز هستند.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت 21:52  توسط اسلام فرزانه  |  یک نظر

آگاهی چیست

سلام دوستان  آگاهی فقط برای انسان است و بس هیچ موجودی به جزء انسان از این موهبت خداوند برخوردار نیست آگاهی انسان را به کمال می رساند و این آگاهی است که به انسان معنی و مفهوم میدهد اگر آگاهی نبود همه چیز بود و نبودش یکی بود این آگاهی است که همه چیز را معرفی میکند و اگر آگاهی نبود ما اشرف مخلوقات نبودیم پس آگاهی است که موجب شده بنده و شما سفیر خداوند در روی زمین باشیم باید حق و باطل  را از روی آگاهی برای همه گان معرفی کنیم و بین حق و باطل فقط آگاهی تمیز میده و مشخص میکند این آگاهی است که به هستی معنی و مفهوم میدهد این آگاهی است که خداوند را برای هستی معرفی میکند و این آگاهی است که سطح و ماهیت کمال را می فهمد اگر انسان سعی کند به آگاهی کامل برسد آنموقع است که زمان و مکان در مقابل آگاهی بشر تسلیم و در نهایت جایش را به لازمان و لامکان میدهد و آنموقع است که اسرار هستی در کمال انسان تجلی می شود و به حضرت حق در کمال عینی ایمان می آورد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 22:27  توسط اسلام فرزانه  |  نظر بدهید

اضافه چیست

اضافه دو نوع است اضافه مقولی و اضافه اشراقی :

اضافه مقولی : آن است که دو شیئ مستقل از هم موجود باشند و میان آنها رابطه ای برقرار باشد، مانند دو برادر که هر کدام وجودی مستقل از دیگری داردو این دو وجود مستقل ، رابطه اخوت با یکدیگر دارند ، یا سقف اتاق و کف اتاق که هر کدام مستقل از دیگری وجود برای خود دارد ولی در عین حال اضافه فوقیّت و تحتیّت میان آنها برقرار می باشد . حاصل آنکه اضافه مقولی رابطه ای است که میان دو شیئ مستقل برقرار می شود. بنابراین ، در جایی که نسبت مقولی تحقق می یابد سه امر وجود دارد . این سه امر عبارتند از : مضاف، مضاف الیه و اضافه.

اضافه اشراقی: یک اضافه یک طرفی است که در آن ، اضافه و مضاف الیه در واقع یک چیز اند و تغایر شان اعتباری است . اضافه اشراقی همان اضافه ایجادی است که علت هستی بخش نسبت به معلول خود پیدا می کند . این اضافه که همان ایجاد معلول است ، عین مضاف الیه یعنی وجود می باشد . بنابراین ، در اضافه اشراقی دو چیز مستقل نداریم یکی مضاف و دیگری مضاف الیه که یک امر سومی به نام رابطه و نسبت میان شان تحقق پیدا کرده باشد، بلکه مضاف است که با افاضه و ایجاد خود ، مضاف الیه را می آفریند و وجود آن مضاف الیه چیزی جز همان ایجاد نیست . از اینجا دانسته می شود که اضافه اشراقی از سنخ وجود است و داخل در هیچ یک از مقولات نیست نه مقوله اضافه ، نه مقوله کیف و نه دیگر مقولات .

مثل خورشید نور خورشید اضافه ای است از خورشید اما اگر خورشید نباشد نور هم نیست درست است نور نسبت به خورشید یک چیز اضافه است منتهی بین خورشید و نور هیچ ربط  دهنده ای نیست یعنی رابطه سومی وجود ندارد انسان نسبت به خدا یک اضافه است اما اضافه اشراقی است نه اضافه مقولی مثلاً محب و محبوب یک اضافه اشراقی است یعنی بین خدا و انسان یک ارتباط یک طرفه است و اضافه اشراقی است یعنی این اشراق همشیگی است و پایانی ندارد و همیشه در حال افاضه است اقاضه یعنی فیض رساندن خداوند از ازل تا ابد مرتب افاضه می رساند و خود افاضه هم اضافه دارد یعنی وقتی خداوند افاضه میکند یعنی در حقیقت مفیض است و مفاض دارد افاضه مفاض می خواهد افاضه قدیم است اما مفاض حادث است تجلی  قدیم است متجلی حادث است خلق قدیم است اما مخلوق حادث است بنابراین الله همیشه در حال افاضه است هیچ وقت افاضه  خداوند یک لحظه هم قطع نمی شود همیشه در حال افاضه دادن است یعنی الله همیشه به تمام مخلوقاتش به ویِژه انسان که جانشین خود در کره زمین است هر لحظه فیض می رساند

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 21:8  توسط اسلام فرزانه  |  یک نظر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اسلام فرزانه
چهارشنبه 24 آبان 1396
شنبه 27 آبان 1396 04:04 ق.ظ
تخفیف ویژه 10 هزار تومنی ریحون!
هم اکنون برای اصفهان و تهران!
غذا رو سفارش بدید و 10 هزار تومن تخفیف بگیرید!
برای هر کسی که از لینک شما کد تخفیف رو بگیره هم 10 هزار تومن به حساب شما افزوده میشه!
برای گرفتن تخفیف 10 هزار تومنی مراحل زیر رو انجام بدید:
اول لینک رو باز کنید و کد تخفیف رو کپی یا یادداشت کنید
بعدش برید به صفحه اصلی سایت ریحون reyhoon.com و نرم افزار رو دریافت کنید (با گوشی برید و باید برنامه بازار رو داشته باشید)
بعد از نصب نرم افزار ثبت نام کنید (20 ثانیه طول میکشه نهایت!)
موقع سفارش غذا کد تخفیف رو بزنید تا 10 هزار تومن از هزینه غذا کم بشه.
مثلا 20 هزار تومن غذا سفارش بدید فقط 10هزار تومن پرداخت میکنید.
راستی در ماه مبارک رمضان برای مسافران و معذورین شرعی قبل و بعد از افطار باز است.
سوالی داشتید ایمیل بزنید
موفق باشی!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی